تجزیه و تحلیل سربه سر - کالج نوین

تجزیه و تحلیل سربه سر

تجزیه و تحلیل نقطه سربه سر روشی است که توسط شرکت ها اتخاذ می شود تا تعیین کند که حداقل چقدر باید تولید یا فروخته شود تا اطمینان حاصل شود که پروژه ضرر نمی کند. به سادگی، حداقل مقداری که در آن می توان از اتلاف اجتناب کرد، به عنوان نقطه شکست نامیده می شود. نقطه سربه سر را می توان در هر دو شرایط مالی و حسابداری تعریف کرد. این مقاله را مطالعه کنید: شرطی سازی عامل

تجزیه و تحلیل سربه سر
تجزیه و تحلیل سربه سر – کالج نوین

تجزیه و تحلیل شکست مالی

نقطه سربه سر را می توان بر حسب ارزش خالص فعلی (NPV) محاسبه کرد. سربه سر مالی در نقطه ای رخ می دهد که جریان های نقدی معادل سرمایه گذاری های اولیه باشد. این تنها زمانی امکان پذیر است که NPV صفر باشد. بنابراین، برای تحقق یک وضعیت سربه سر، هر شرکت سعی می کند سطح فروش را که در آن NPV پروژه صفر است، دریابد.

تجزیه و تحلیل سربه سر حسابداری

نقطه سربه سر را می توان در اصطلاحات حسابداری نیز تعریف کرد. در حسابداری، با محاسبه نسبت هزینه متغیر به فروش، نمی توان به وضعیت سود و زیان دست یافت. (فرض کنید، نسبت = 0.67)، این به این معنی است که هر روپیه از فروش هر واحد سهمی معادل 0.33 روپیه دارد. بنابراین نسبت حاشیه سهم به 0.33 می رسد. فرمول زیر را می توان برای تحقق نقطه سربه سر حسابداری اعمال کرد:

BEP = (هزینه ثابت + استهلاک) / نسبت حاشیه مشارکت

نوع دیگر نقطه سربه سر حسابداری، نقطه سربه سر نقدی است که سطح فروش را نشان می دهد که در آن شرکت نه سود نقدی ایجاد می کند و نه ضرر نقدی متحمل می شود. با استفاده از فرمول زیر قابل محاسبه است:

این مقاله را مطالعه کنید  مدیریت استراتژیک

BEP = نسبت هزینه ثابت / حاشیه مشارکت

پروژه ای که در دوره حسابداری به نقطه سربه سر می رسد، نشان می دهد که سرمایه گذاری شما بازدهی صفر دارد. بنابراین، از هر دو مورد، فقط ارزش سرمایه گذاری را بازیابی خواهید کرد و هیچ بازدهی از آن دریافت نخواهید کرد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

11 + 14 =

شروع گفتگو
نیاز به کمک دارید؟
سلام
چطور می تونم کمکتون کنم؟