10 بزرگترین چالش دیجیتال مارکتینگ

10 بزرگترین چالش دیجیتال مارکتینگ

10 بزرگترین چالش دیجیتال مارکتینگ ، به طور فزاینده‌ای ضروری شده است که کسب‌ و کارها و سازمان‌های غیرانتفاعی در عرصه دیجیتال به منظور موفقیت – و بقا رقابت کنند. دیگر داشتن یک حضور قوی در بازاریابی دیجیتال برای شرکت‌ها و کسب‌وکارهای بزرگ لوکس نیست. همانطور که در سال گذشته دیدیم، زمانی که همه چیز خاموش شد و دیجیتالی شد، حضور شما در دیجیتال مارکتینگ برای بقای شما بسیار مهم است. با این حال، بازاریابی دیجیتال بدون چالش نیست. غلبه بر برخی آسان تر از دیگران است. آنچه در ادامه می‌آید تعدادی از بزرگ‌ترین چالش‌های بازاریابی دیجیتال پیش روی کسب‌وکارهای کوچک و نحوه غلبه بر آن‌ها است.

10 بزرگترین چالش دیجیتال مارکتینگ
10 بزرگترین چالش دیجیتال مارکتینگ – کالج نوین

دیجیتال مارکتینگ چیست؟- 10 بزرگترین چالش دیجیتال مارکتینگ

اصطلاح بازاریابی دیجیتال به مجموعه فعالیت هایی اطلاق می شود که برای ارتقای محصولات و خدمات با استفاده از ابزارهای دیجیتال انجام می شود. در واقع تمامی فعالیت هایی که برای تبلیغ محصولات، خدمات، برندها و رفتار مشتری در اینترنت انجام می شود، بازاریابی دیجیتال محسوب می شود. برخلاف بازاریابی سنتی، مشتریان بیشترین اهمیت را در بازاریابی دیجیتال دارند. برای این منظور، شرکت‌ها با استفاده از ابزارهای مختلف مانند وب‌سایت، ایمیل، موبایل، شبکه‌های اجتماعی سعی می‌کنند با تجزیه و تحلیل رفتار مشتریان، تبلیغات خود را در زمان مناسب و بر روی طیف وسیعی از کاربران منتشر کنند تا بتوانند بهترین بازخورد را دریافت کنند. امروزه تعداد کاربران اینترنت افزایش یافته است و همه شرکت ها متوجه شده اند که برای موفقیت باید در اینترنت فعال باشند و از فضای آن برای جذب مشتریان جدید و معرفی محصولات و خدمات خود استفاده کنند و برای این کار باید برای استفاده از تکنیک ها از بازاریابی دیجیتال یا بازاریابی دیجیتال به طور موثر استفاده کنید.

 

بزرگترین چالش های دیجیتال مارکتینگ

1. تولید سرنخ های کیفیت

شاید یکی از بزرگترین، اگر نگوییم بزرگ‌ترین چالش‌های دیجیتال مارکتینگ پیش روی کسب‌وکارهای کوچک، یافتن مشتریان جدید باشد – اما نه فقط کسی که ممکن است از شما خرید کند و دیگر هرگز آنها را نبیند – مشتریان مکرر – که به عنوان سرنخ‌های با کیفیت نیز شناخته می‌شوند. سرنخ های با کیفیت به سختی به دست می آیند. و بررسی سرنخ ها به زمان و تلاش نیاز دارد. استفاده از CRM می تواند کمک کند، به خصوص اگر راه اندازی اتوماسیون بازاریابی دارید. اما، برای تولید سرنخ‌های باکیفیت، بیش از برخی ابزارهای واقعاً پیچیده و مفید نیاز است.

برای تولید مداوم سرنخ‌های باکیفیت، ابتدا باید بدانید که “سرنخ باکیفیت” برای شما چه معنایی دارد – برای اینکه سرنخ باکیفیت در نظر گرفته شود چقدر باید خرج کنید؟ چقدر زمان نیاز دارند که مشتری باشند؟ شخصیت آنها چگونه به نظر می رسد؟ تعریف مشتری ایده‌آل شما تا حد زیادی به تعیین چگونگی تقویت این نوع رابطه بین تجارت با مشتری کمک می‌کند.

بسیاری از کسب‌وکارها و سازمان‌های غیرانتفاعی مشتری ایده‌آل خود را تعریف نمی‌کنند – آن‌ها می‌دانند که چه می‌کنند، مأموریت، چشم‌اندازشان – همه اینها – اما مشتری ایده‌آل خود را تعریف و تجسم نکرده‌اند. بدون اینکه بدانید مشتری ایده آل شما چگونه به نظر می رسد – سرنخ با کیفیت برای شما چه معنایی دارد – چگونه می توانید تشخیص دهید که یک سرنخ با کیفیت در مقابل یک سرنخ بی کیفیت چیست؟

هنگامی که مشتری(های) ایده آل خود را تعریف کردید – بسته به اینکه چه کسی به شما خدمات می دهد، می توانید چند شخصیت متفاوت داشته باشید – باید به این فکر کنید که به کجا می توانید به این افراد دسترسی پیدا کنید – رسانه های اجتماعی، اینترنت، موتورهای جستجو، بازاریابی سنتی. ، ایمیل و غیره. برای تولید سرنخ های با کیفیت، قبل از اینکه بتوانید دستگاه تولید سرنخ خود را روشن کنید و اجازه دهید کار کند، نیاز به کار و برنامه ریزی زیادی دارد.

روش های مختلفی برای تولید سرنخ های با کیفیت وجود دارد. توسعه یک استراتژی بازاریابی رسانه های اجتماعی بخش مهمی از این ترکیب است. میانگین کاربران در سال گذشته 2 ساعت و 24 دقیقه در روز را در شبکه های اجتماعی صرف کرده اند. در حالی که رسانه‌های اجتماعی مکانی عالی برای شروع جمع‌آوری سرنخ‌ها هستند، مهم‌تر از آن، مکانی عالی برای شروع ایجاد روابط با مشتریان بالقوه است. به گفته موتیستا، مشتریانی که رابطه عاطفی با یک برند دارند 306 درصد ارزش طول عمر بیشتری دارند و به جای نرخ متوسط ​​45 درصد، شرکت را با نرخ 71 درصد توصیه می کنند.

ایجاد روابط با مشتریان معمولاً یک بازی تبدیل طولانی‌تر از سایر انواع بازاریابی است، با این حال، بازده آن بسیار بهتر است. سرنخ های کیفیت یک شبه اتفاق نمی افتد. فقط 4 درصد از بازدیدکنندگان وب سایت در آن لحظه آماده خرید هستند – 96 درصد دیگر قبل از آماده شدن به پرورش سرنخ و ایجاد روابط B2C نیاز دارند.

تولید سرنخ های با کیفیت یک ماراتن است، نه یک سرعت. تبدیل سرنخ های علاقه مند به مشتریان زمان و تلاش می خواهد، با این حال، با استفاده از اتوماسیون بازاریابی و/یا CRM، کار ممکن است چندان بد نباشد. در اهداف خود واضح و در تعاریف مخاطب هدف خود مشخص باشید و فرآیند تولید سرنخ آسان تری را تجربه خواهید کرد.

10 بزرگترین چالش دیجیتال مارکتینگ
10 بزرگترین چالش دیجیتال مارکتینگ – کالج نوین

2. مخاطبان هدف خود را بشناسید- 10 بزرگترین چالش دیجیتال مارکتینگ

قبل از اینکه بتوانید به طور موثر سرنخ های با کیفیت تولید کنید، باید بدانید که مخاطبان هدف شما چه کسانی هستند. این یک چالش است زیرا ممکن است مخاطب هدف شما یک جمعیت واحد نباشد. بلکه می توانید به چندین شخصیت، جمعیت شناسی و انواع مشتریان خدمات ارائه دهید. اما دانستن اینکه چه کسی مخاطب هدف شماست با شناخت مخاطب هدف شما بسیار متفاوت است. یعنی بدانند که می خواهند، چه نیازی دارند و انتظاراتشان را برآورده کنند.

بسیاری از کسب و کارها با برآورده کردن انتظارات مشتری – به خصوص آنلاین – مشکل دارند. در واقع، جذب آنها به برند شما و محتوای آن به ظاهر غیرممکن است. چالش معمولاً اشتراک‌گذاری محتوای مناسب برای مخاطبان هدف شماست تا با آن درگیر شوند، زیرا متوجه می‌شوید که همه مخاطبان هدف شما با هر محتوایی که به اشتراک می‌گذارید درگیر نمی‌شوند. اینجاست که داشتن استراتژی بازاریابی محتوا مهم است.

بازاریابی محتوا مسلماً ارزان‌تر از بازاریابی SEM یا PPC است و فرصت‌های متعددی را برای کاربران فراهم می‌کند تا با برند شما درگیر شوند. اما، برای اینکه در بازاریابی محتوایی خود موثر باشید، باید مخاطبان هدف خود را بشناسید. به اشتراک گذاری محتوایی که آنها به آن اهمیت نمی دهند یا با آن درگیر نمی شوند، به هیچ وجه به برند شما کمک نمی کند. بنابراین، چگونه مخاطب هدف خود را بشناسید؟

سوال پرسیدن. درخواست بازخورد دعوت از مشتریان برای نظرسنجی تعامل با آنها در شبکه های اجتماعی. اینها همه راه هایی هستند که برند شما می تواند مخاطب هدف شما را بهتر بشناسد. هنگامی که در مورد آنها بیشتر بدانید، دانش جدید خود را در محتوای معنادار و مرتبط پیاده سازی کنید. به طور خلاصه، بیشتر گوش کنید تا صحبت کنید.

این مقاله را مطالعه کنید  چرا دیجیتال مارکتینگ مهم است؟

شناخت مخاطبان هدف و انتظارات آنها از کسب و کار شما (به خصوص آنلاین) می تواند چالش برانگیز باشد. و همانطور که همه کاربران برابر نیستند، همه نیازها و انتظارات متفاوتی دارند. دانستن اینکه مخاطبان هدف شما چگونه با هم ارتباط برقرار می کنند، جایی که به صورت آنلاین پاتوق می کنند، چگونه ترجیح می دهند با آنها ارتباط برقرار شود، برای استراتژی بازاریابی دیجیتال شما مهم است.

3. توسعه یک استراتژی بازاریابی محتوا- 10 بزرگترین چالش دیجیتال مارکتینگ

توسعه یک استراتژی بازاریابی محتوا کاری است که هر کسب و کار یا سازمانی باید انجام دهد – و مسلماً من با استراتژی بازاریابی رسانه های اجتماعی و سایر ابتکارات بازاریابی شما تلاقی می کنم. با این حال، اکثر مشاغل واقعاً نمی دانند از کجا شروع کنند. برای توسعه یک استراتژی بازاریابی محتوا، باید بدانید چه محتوایی برای مخاطبان هدف شما ارزشمند است و سپس چگونه آن را به اشتراک خواهید گذاشت.

برای کسب‌وکارها و سازمان‌های غیرانتفاعی که قبلاً محتوایی برای اشتراک‌گذاری ندارند – پست‌های وبلاگ، اخبار صنعت، پادکست‌ها، ویدیوها و غیره، ایجاد یک استراتژی بازاریابی محتوا می‌تواند دلهره‌آور به نظر برسد. در واقع، ممکن است غیرممکن به نظر برسد، به خصوص اگر محتوای آماده ای نداشته باشید. اولین گام در استراتژی بازاریابی محتوا، شناخت مخاطبان هدف است که ما به تازگی به آن پرداختیم. در مرحله بعد، باید تعیین کنید که قبلاً چه محتوایی دارید و آیا هر یک از آن محتوا برای مخاطبان هدف شما ارزشمند تلقی می شود یا خیر. اگر چنین است، برنامه ای برای به اشتراک گذاشتن آن ایجاد کنید.

به اشتراک گذاری محتوای خود باید واقعاً به معنای ارسال محتوای آماده شده شما به همه کانال های بازاریابی شما باشد – رسانه های اجتماعی، وبلاگ شما، وب سایت شما و غیره. بسته به انتظارات مخاطب شما، دیگری نیست. به عنوان مثال، اگر مخاطبان شما جوان‌تر هستند، محتوایی را که برای مخاطبان هدف میانسال و مسن هدف قرار می‌گیرد به اشتراک نمی‌گذارید. فقط محتوایی را به اشتراک بگذارید که مخاطب هدف شما در یک کانال معین ارزش پیدا کند.

راز بزرگ بازاریابی محتوا، استفاده مجدد از محتوا است. به عنوان مثال، یک پست وبلاگ را می توان به چندین پست رسانه اجتماعی (و بالعکس) تقسیم کرد و دوباره به اشتراک گذاشت. گروهی از پست های وبلاگ مرتبط را می توان در یک منبع دیجیتالی واحد ترکیب کرد که می تواند برای جمع آوری سرنخ ها استفاده شود. یک دوره ویدیویی را می توان به مجموعه ای از ایمیل های پرورشی برای کسانی که علاقه نشان دادند اما شرکت نکردند تقسیم کرد. به خاطر داشته باشید که هر قسمت از محتوای به اشتراک گذاشته شده نباید کاملاً جدید باشد. در واقع، اشتراک‌گذاری مجدد یک محتوای قدیمی‌تر می‌تواند جان تازه‌ای به پست منتشر شده قبلی بدهد.

آخرین بخش توسعه یک استراتژی بازاریابی محتوا، ایجاد یک برنامه – یک برنامه – است تا بتوانید محتوای خود را برای انتشار بدون نیاز به انتشار واقعی آن در آن زمان تنظیم کنید. مجموعه ای از ابزارهای زمان بندی وجود دارد – من به ویژه MailChimp و Hootsuite را برای اشتراک گذاری اجتماعی دوست دارم. هنگامی که محتوای شما آماده شد، آن را برنامه ریزی کنید و آن را در کانال های بازاریابی خود برای مخاطبان هدف خود منتشر کنید!

10 بزرگترین چالش دیجیتال مارکتینگ
10 بزرگترین چالش دیجیتال مارکتینگ – کالج نوین

4. بودجه بندی برای PPC و تبلیغات برای اجرا- 10 بزرگترین چالش دیجیتال مارکتینگ

تعیین بودجه برای تبلیغات پرداخت به ازای کلیک همیشه یک چالش بوده است. در مورد بودجه تبلیغات PPC هیچ عدد واقعا جادویی وجود ندارد – این تا حد زیادی به اهداف شما (تبدیل اینترنت اکسپلورر، افزایش مخاطبان، ثبت نام در خبرنامه ایمیل، ترافیک وب سایت و غیره) و اینکه چقدر مایل هستید برای رسیدن به آن هزینه کنید بستگی دارد. آن اهداف (هزینه IE CPA برای هر خرید، ارزش یک مشتری جدید برای شما چقدر است، و غیره) برای اینکه بدانید چه بودجه ای برای کمپین PPC باید داشته باشید، باید اهداف واضح و قابل اندازه گیری داشته باشید، کلمه کلیدی “قابل اندازه گیری” است. .

اگر نمی‌توانید هدف یک کمپین PPC را اندازه‌گیری کنید، نمی‌دانید که آیا موفقیت آمیز است یا خیر. به عنوان مثال، اگر هدف شما افزایش ترافیک وب سایت است، باید مشخص کنید که ترافیک وب شما قبلا چقدر بوده است و هدفی مانند 25 درصد ترافیک وب بیشتر و یک دوره زمانی برای هدف تعیین کنید، مانند یک ماه. بدون این سه مورد، شما نمی توانید چیزی را اندازه گیری کنید و بنابراین، نمی توانید تعیین کنید که آیا یک کمپین موفق بوده است یا خیر.

تا آنجا که طول هر کمپین PPC، مگر اینکه فقط یک ایده یا مفهوم را آزمایش کنید، به چند دلیل نباید یک کمپین را کمتر از 30 روز اجرا کنید. اول، در هر پلتفرمی، گوگل، رسانه‌های اجتماعی و غیره، یک هفته طول می‌کشد تا پلتفرم به اکثریت مخاطبان شما برسد، زیرا هیچ داده یا سابقه عملکردی وجود ندارد. در واقع، توصیه می شود که هر کمپین PPC حداقل برای 3 تا 6 ماه و حداکثر تا 12 ماه برای نتایج کمپین قوی اجرا شود. بدیهی است که یک کمپین 12 ماهه PPC مستلزم برنامه ریزی و بودجه بندی قبلی است، اما آیا این کار را با هیچ کمپینی انجام نمی دهید؟

طبق گفته گوگل، گفته می شود که به ازای هر دلاری که یک کسب و کار در گوگل ادوردز خرج می کند، به طور متوسط ​​۲ دلار درآمد دارد. طبق Wordstream، میانگین هزینه هر کلیک در تمام صنایع در Google AdWords در شبکه جستجو 2.69 دلار است. گفته می شود، احتمالاً می توانید بودجه خود را بر اساس میانگین، طول کمپین و اهداف خود تعیین کنید. یکی دیگر از مواردی که باید ذکر کنید تا فشارسنج برای صنعت با بالاترین میانگین نرخ کلیک داشته باشید، صنعت دوستیابی و شخصی است، در حالی که کمترین نرخ کلیک در صنعت حقوقی یافت می شود.

در مورد تبلیغاتی که باید اجرا شود، باز هم به اهداف و مخاطبان شما بستگی دارد. اگر دنبال کنندگان زیادی در رسانه های اجتماعی دارید، عاقلانه است که بودجه بیشتری را برای تبلیغات PPC رسانه های اجتماعی اختصاص دهید. اگر به دنبال هدف‌گیری مجدد افرادی هستید که از وب‌سایت شما بازدید کرده‌اند، شبکه نمایش Google (GDN) احتمالاً استفاده بهتری از هزینه‌های تبلیغاتی است. مهم است که کل کمپین و جریان تبدیل ایده را در نظر بگیرید تا بتوانید به‌جای برنامه‌ریزی برای اجرای PPC با سایر رسانه‌های بازاریابی و بدون برنامه‌ریزی برای نحوه کار با یکدیگر، بودجه‌ای را دقیقاً تعیین کنید. آیا می توانید بیش از یک نوع تبلیغ PPC را همزمان اجرا کنید؟ کاملا! در واقع، این به عنوان بخشی از رویکرد بازاریابی چند کانالی به شدت توصیه می شود.

به عنوان مثال، اگر از طریق ایمیل در مورد تبلیغ جدیدی که برای ماه آینده اجرا می کنید با پایگاه مشتریان فعلی خود تماس می گیرید، می خواهید یک صفحه فرود برای تبلیغات ایجاد کنید، ایمیلی را که آنها را به مقصد می رساند ارسال کنید. در هر شبکه ای که مناسب به نظر می رسند، آنها را مجدداً هدف قرار دهید و اتوماسیون بازاریابی را راه اندازی کنید تا مطمئن شوید که هیچ سرنخ باقی نمی ماند. این ممکن است ساده سازی بیش از حد یک کمپین بالقوه باشد، اما می توانید حداقل استفاده از تبلیغات PPC را برای موفقیت کمپین مشاهده کنید. در این مثال، استفاده از تبلیغات PPC روشی برای حفظ افرادی است که از صفحه فرود بازدید کرده‌اند، و نه یک کمپین تبلیغاتی گسترده برای کل مخاطبان شما.

این مقاله را مطالعه کنید  7 مورد از روندهای دیجیتال مارکتینگ

5. ایجاد محتوایی که مردم می خواهند- 10 بزرگترین چالش دیجیتال مارکتینگ

شاید سوال قدیمی دانستن آنچه مردم – مصرف کنندگان، مشتریان بالقوه و مشتریان فعلی – می خواهند از کسب و کار یا سازمان شما ببینند، وجود داشته باشد. به قدمت خود کسب‌وکار، چگونه می‌دانید که مردم از کسب و کار شما چه می‌خواهند، اگر A. در حال حاضر چیزی از شما نمی‌خرند یا B. قصد خرید از شما در آینده را دارند؟ پاسخ به این نیاز به برخی تحلیل ها و حتی برخی بازخوردهای مشتری نیز دارد.

شما باید ایده ای داشته باشید که مردم – به ویژه مشتریان شما – چگونه شما را پیدا می کنند – خواه از یک پست وبلاگی باشد که در حین جستجو پیدا کرده اند، در رسانه های اجتماعی، یا توصیه شده از یک دوست یا از طریق یک پست، تبلیغ در رادیو یا تلویزیون، یا در Google Display Network – با این حال آنها شما را پیدا کردند – باید ایده ای داشته باشید – یعنی اگر برای این نوع چیزها راه اندازی ردیابی داشتید.

ردیابی نیازی به این چیزهای پیچیده و کد محور نیست که در وب سایت خود قرار می دهید. حتی نیازی به دیجیتال بودن آن نیست. شما می توانید در زمان انجام تراکنش یا پر کردن فرم (چه به صورت آنلاین یا روی کاغذ) حضوری درخواست کنید. برخی مکان‌ها بسته به اینکه مصرف‌کننده کوپن را از کجا دریافت می‌کند، از کدهای کوپن خاصی استفاده می‌کنند تا به ردیابی تعداد بازخریدها کمک کنند. با این حال شما باید یک روش ردیابی داشته باشید.

ردیابی چیزهای زیادی را به شما می گوید. اول از همه، به شما می گوید که چگونه مصرف کننده شما را پیدا کرده است (حداقل از نظر یک معامله یا تبدیل). اگر یک راه‌اندازی CRM دارید، ممکن است بر اساس بازدیدهایشان از وب‌سایت شما پس از تکمیل فرم، اطلاعات بیشتری را به شما بگوید، و همه صفحات وب‌سایتی را که قبل از دسترسی به آن‌ها بازدید کرده‌اند، نشان می‌دهد. این نشان می دهد که چگونه قبل از تصمیم گیری در مورد اینکه می خواهند خرید کنند، چه محتوایی مصرف کرده اند.

ابزارهایی مانند Google Analytics به شما می‌گویند محبوب‌ترین صفحات و پست‌های شما کدامند – و از این طریق می‌توانید بفهمید که مردم چه محتوایی را بیشتر مصرف می‌کنند. اگر چندین بازدید داشته باشد، محتوایی است که مردم به آن علاقه مند هستند. کنسول جستجوی Google را نیز بررسی کنید – با فرض اینکه سایت خود را در آنجا ارسال کرده اید – دارای اطلاعات ارزشمندی است که شامل مواردی است که افراد جستجو کرده اند، چگونه رتبه بندی کرده اید و چه زمانی افراد جستجو کرده اند. کلیک کرد. از آنجا، این در مورد ایجاد محتوای اضافی است که ماهیت مشابهی دارد اما جدید است.

همچنین می‌توانید بررسی کنید که چه چیزی برای جستجوها در Google ترند است – این می‌تواند کمکی باشد تا ببینید مردم در جستجوی چه چیزی هستند و تعیین کنید که آیا محتوای تولیدی شما بخشی از آن است یا خیر. این معیارهای محصول مشابه Google Analytics را در مورد مقالات و موضوعات پرطرفدار که از نظر جغرافیایی پرطرفدار هستند استفاده می کند تا به شما در ایجاد محتوایی کمک کند که از آن محتوا عقب نشینی کند.

6. رفتن به چند کانال یا همه کانال- 10 بزرگترین چالش دیجیتال مارکتینگ

بازاریابی چند کاناله و بازاریابی همه کاناله یکسان نیستند، اگرچه بسیاری از آنها به جای یکدیگر از آنها استفاده می کنند. بازاریابی Omnichannel به یک روش بازاریابی اشاره دارد که در آن از همان پیام بازاریابی، نام تجاری و تصویر برای برقراری ارتباط پیام برند در چندین کانال استفاده می شود. بازاریابی چند کانالی زمانی استفاده می شود که پیام های مختلفی برای دستیابی به مخاطبان متعدد در کانال های مختلف مورد نیاز است. انتخاب استفاده از یکی یا دیگری معمولاً به اثربخشی یک کمپین معین بستگی دارد.

به عنوان مثال، اگر هدف یک کمپین معین انتقال یک پیام واحد باشد، به عنوان مثال یک پیشنهاد یا یک فروش، آنگاه یک رویکرد همه کانالی مناسب خواهد بود. اگر هدف شما جلب مشارکت کاربران برای ترغیب آنها به خرید است، شاید یک رویکرد چند کاناله موثرتر باشد. دلیل آن این است که مردم به دلایل مختلف خرید می کنند. برای یک کمپین خرید کلی، شما سعی می کنید به چندین شخصیت مختلف دست پیدا کنید و انگیزه های مختلف آنها را تشویق به خرید می کنید، در حالی که وقتی یک فروش یا پیشنهاد دارید، یک رویداد فروش دارید که آنها را به سمت آن هدایت می کنید و آنها را به سمت یک هدف خاص هدایت می کنید. هدف.

شما واقعاً باید در ابتدای یک کمپین مشخص کنید که چند کانالی است یا همه کانالی. فقط تعیین این موضوع در اواخر کمپین مؤثر نیست. عوامل زیادی می توانند تعیین کنند که کمپین شما چند کانالی است یا همه کانالی. علاوه بر داشتن یک فروش واحد با یک پیشنهاد خاص، یک کمپین همه‌کانال ممکن است شامل راهنمایی مصرف‌کننده یا کسب‌وکار به سمت یک پیشنهاد رایگان یا مقدماتی، با گزینه‌ای برای افزایش فروش در آینده باشد. داشتن یک فریمیوم یک راه کم مانع برای معرفی آنها به محصولات/خدمات شما است و امکان افزایش فروش را در آینده فراهم می کند.

7. ایجاد محتوای اولیه و پاسخگو برای تلفن همراه- 10 بزرگترین چالش دیجیتال مارکتینگ

یک قانون خوب این است که ابتدا شروع به طراحی یا ایجاد محتوا برای دستگاه های تلفن همراه کنید. یعنی در قالب یک ستونی که نیاز به پیمایش زیاد با یاب یا قلم دارد. چرا؟ برای شروع، این چالش‌برانگیزترین خواهد بود و اگر محتوای شما روی موبایل کار می‌کند، قطعاً روی دسک‌تاپ کار می‌کند. مواردی مانند اطمینان از نزدیک نبودن عناصر به هم (مانند دکمه‌ها و لینک‌ها) و بزرگ بودن تصاویر و گرافیک‌ها برای دیدن (معمولاً گرافیک‌های افقی در تلفن همراه خوب کار نمی‌کنند، زیرا محتوا چگونه به اندازه صفحه پاسخ می‌دهد) هنگام ایجاد محتوای اول برای تلفن همراه در نظر بگیرید.

ممکن است بگویید “می توانید گوشی را به طرفین بچرخانید و سپس محتوا به اندازه کافی بزرگ می شود”. شما نمی توانید روی آن حساب کنید. اگر مصرف‌کنندگان وارد صفحه شما شوند و محتوا پاسخ ندهد و لذت‌بخش نباشد – بله، لذت‌بخش نیست – سایت دیگری را پیدا می‌کنند که طراحی واکنش‌گرا و مبتنی بر موبایل را در نظر گرفته است.

این واقعاً برای هر محتوایی که ایجاد می‌کنید صدق می‌کند – پست‌های اجتماعی مانند مقالات لینکدین، کمپین‌های بازاریابی ایمیلی، پست‌های وبلاگ – تقریباً تمام محتوایی که می‌توانید روی یک دستگاه تلفن همراه مشاهده کنید یا خواهید داشت. همان اصول اعمال می شود. معمولاً کاربران تلفن همراه به سرعت به دنبال اطلاعات هستند، بنابراین اجازه دادن به آنها برای یافتن آن و اقدام برای اولین بار در طراحی تلفن همراه کلیدی است.

8. ارتقاء آگاهی از برند

ارتقای آگاهی از برند احتمالاً یکی از بزرگترین چالش های بازاریابی دیجیتال است، زیرا اگر سعی در ارتقای آگاهی از برند خود نداشتید، برای ایجاد سرنخ تلاش نمی کردید. ارتقای آگاهی از برند به خودی خود دشوار نیست، اما انجام موفقیت آمیز آن می تواند چالش برانگیز باشد.

آگاهی از برند دقیقاً سخت نیست، با این حال، اگر محتوای زیادی برای شروع نداشته باشید، ایجاد محتوای مبتنی بر آگاهی از برند عملی می‌تواند چالش برانگیز باشد. بسته به تاریخچه نام تجاری خود، چه دهه ها در اطراف بوده اید و در حال تغییر نام تجاری هستید یا اگر به تازگی با یک برند کاملاً جدید شروع کرده اید، می خواهید برند خود را به گونه ای متفاوت تبلیغ کنید. به عنوان مثال، اگر نام تجاری شما جدید است و چیزی که هیچ کس تا به حال در مورد آن نشنیده است، قرار است محتوای مقدماتی زیادی ارائه دهید – توضیح دهید که چه کسی هستید، چه کاری انجام می دهید و چرا متفاوت هستید. از سوی دیگر، اگر یک برند معتبر هستید که در کاری که انجام می‌دهید یا اینکه چگونه آن را انجام می‌دهید تغییر ایجاد می‌کند، ممکن است مجبور نباشید آنقدر سخت کار کنید تا دنبال‌کننده بسازید. در عوض، فقط به وضوح ارتباط برقرار کنید که چه چیزی و چرا تغییر کرده است.

این مقاله را مطالعه کنید  معنی کمپین دیجیتال مارکتینگ

ارتقای آگاهی از برند نیاز به رویکرد چند کانالی یا همه کانالی دارد. برای تبلیغ موفقیت آمیز برند خود و دستیابی به کل مخاطبان خود، باید از همه کانال های شما استفاده شود. بله، این حجم عظیمی از کار است. اما، بله، ارزشش را دارد. استفاده از تمام ابزارهایی که در اختیار دارید برای تبلیغ برندتان مستلزم کار زیادی از قبل است – تعیین استراتژی، زمان‌بندی کمپین‌ها و ایجاد مکان‌هایی برای تعامل مخاطبان با برند شما.

در اینجا هیچ رویکرد درست یا غلطی وجود ندارد – فقط باید اهداف قابل اندازه گیری تعیین کنید، یک استراتژی ایجاد کنید و اجرا کنید. در حال حاضر، شما باید بتوانید بگویید که تعیین اهداف در ابتدا و تعیین یک استراتژی از قبل چقدر مهم است. اگر اینطور نیست، به گذشته برگردید و چند نکته اول این لیست را دوباره بخوانید.

9. اندازه گیری داده ها و تجزیه و تحلیل مفید

هنگامی که همه چیز را تنظیم کردید، باید نتایج خود را بسنجید – چگونه می‌توانید از عملکرد بازاریابی دیجیتال خود مطلع شوید؟ بسته به پلتفرم(هایی) که استفاده می کنید، ممکن است داشبوردهای متعددی داشته باشید که نتایج را گزارش می کنند، که غیر معمول نیست. نکته مهم این است که نتایج کمپین‌های شما اندازه‌گیری می‌شود – و از آن درس می‌گیرید. به هر حال، اگر بر اساس داده‌هایی که از کمپین‌های خود دریافت می‌کنید عمل نمی‌کنید، چرا آن‌ها را اندازه‌گیری می‌کنید؟

مهمتر از آن، چه چیزی را می خواهید اندازه بگیرید؟ آیا از ابزار مناسب برای کار استفاده می کنید؟ به عنوان مثال، گوگل آنالیتیکس ابزاری عالی برای اندازه‌گیری حجم زیادی از داده‌ها – ترافیک، رفتار، تبدیل‌ها، جمعیت‌شناسی، اکتساب – یک گنجینه مجازی از اطلاعات است. با این حال، آیا می‌دانید کجا می‌توانید داده‌هایی را پیدا کنید که واقعاً برای شما مهم هستند؟ آیا می دانید چگونه تجزیه و تحلیل هایی را که Google Analytics (GA) ارائه می دهد تفسیر کنید؟ یا واقعا GA برای برآوردن نیازهای داده شما کافی نیست؟

من به چند ابزار مختلف برای اندازه‌گیری داده‌ها تکیه می‌کنم – کنسول جستجوی Google در ارتباط با Google Analytics کار می‌کند و برخی از شکاف‌هایی را که Google Analytics در آنها کوتاهی می‌کند پر می‌کند. برای کاربران Worpdress، Monster Insights افزونه‌ای است که داده‌های Google Analytics و Search Console را با افزونه‌ای در سایت وردپرس شما همگام‌سازی می‌کند که خواندن آن آسان است و مهم‌ترین اطلاعات را به سرعت در اختیار شما قرار می‌دهد.

علاوه بر این، من از ابزارهای دیگری استفاده می‌کنم که تحلیل‌های خوبی دارند – MailChimp برای بازاریابی ایمیلی (این یک CRM عالی است)، HubSpot برای یک CRM و تجربه بازاریابی جامع‌تر، و Salsa برای کمک به سازمان‌های غیرانتفاعی در جمع‌آوری سرمایه و تلاش‌های حمایتی. همه پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی شما، مانند فیس‌بوک و لینکدین، دارای معیارهایی هستند که میزان تعامل با صفحات تجاری، دسترسی به پست، تبلیغات و موارد دیگر را اندازه‌گیری می‌کنند. دانستن آنچه که هر پلتفرم از نظر داده ارائه می دهد مهم است و توانایی تفسیر داده ها برای اقدام مناسب با کمپین های شما ضروری است.

همانطور که قبلاً گفتم، مطمئن شوید که اهداف شما قابل اندازه گیری هستند. اگر نتوانید آن را اندازه گیری کنید، نمی دانید که کار کرده است یا خیر. یا اگر کار نکرد اگر می توانید آن را اندازه گیری کنید، مهم ترین معیارهای قابل اندازه گیری را تعیین کنید. به عنوان مثال، اگر هدف شما افزایش فروش در 6 ماه آینده است، اندازه گیری تعداد فالوورهایی که به دست آورده اید یا بازدیدهایی که از سایت دریافت کرده اید، کمکی نخواهد کرد. با این حال، اگر در حال اندازه‌گیری تبدیل‌ها و ثبت میزان درآمد هر تبدیل از نظر فروش هستید، این معیارها معیارهای مهمی هستند و ارزش اندازه‌گیری را دارند.

10. در مورد تغییر گرایش های دیجیتال مارکتینگ فعلی بمانید

ماندن در صدر چشم انداز بازاریابی دیجیتال فعلی چالش برانگیز است، تا حدی به این دلیل که با توجه به قوانین جدید حفظ حریم خصوصی، پیشرفت در فناوری و واکنش مصرف کنندگان به تاکتیک های بازاریابی، دائماً در حال تغییر است. با این حال، دانشمندان از تحقیق و آزمایش دست نمی کشند، زیرا علم به طور مداوم در حال تغییر است، پس چرا باید بازاریابان دیجیتال بر اساس یک زمینه دائماً در حال تحول، دست از کار بکشند؟ نکته کلیدی برای به روز ماندن، یادگیری مداوم است.

داده های زیادی وجود دارد و نظرات زیادی در مورد چگونگی تغییر بازاریابی دیجیتال در سال، 5 سال و دهه آینده وجود دارد. در واقع، گوگل گفته است که در اوایل سال 2023 کوکی ها را حذف می کند! و FloCها چی هستند؟ اینها برخی از تغییرات بسیار مهمی است که در آینده نزدیک در بازاریابی دیجیتال رخ می دهد و احتمالاً همانطور که ما با آن آشنا شده ایم، بازاریابی دیجیتال را تغییر خواهند داد.

چگونه در آگاهی باقی می مانید؟ سایت هایی مانند Search Engine Land و Moz را دنبال کنید. از هشتگ ها برای دنبال کردن موضوعات بازاریابی دیجیتال در لینکدین استفاده کنید. ثبت نام برای Think with Google – یک لیست ایمیل روزانه که بینش ها و ایده های جمع آوری شده از بازاریابان در سراسر جهان را برجسته می کند تا به ایجاد جامعه ای آگاه تر از متخصصان بازاریابی دیجیتال کمک کند. نکته مهم این است: از یک منبع قابل اعتماد مطلع شوید. گوگل یک منبع بازاریابی دیجیتال بسیار قوی است. Moz به عنوان یک منبع قوی برای سئو و بازاریابی محتوا شناخته شده است. منابع زیادی وجود دارد – برخی از آنها صرفاً نظرات یا بازنشر مطالب منتشر شده قبلی توسط منابع معتبرتر هستند. یک منبع پیدا کنید و آنها را دنبال کنید. با این حال، نه مانند یک استالکر، این عجیب خواهد بود.

به روز بودن در روندهای بازاریابی دیجیتال تقریباً مانند هر حرفه ای است که باید مهارت های خود را با توسعه شخصی حفظ کند. کار سختی می خواهد – فراتر از کاری که برای دیگران انجام می دهید. مانند یک المپیکی بازاریابی دیجیتال باشید. قطعا ارزشش را دارد

اینها فقط 10 چالش برتر بازاریابی دیجیتالی هستند که مشاغل کوچک (و غیر انتفاعی) با آن روبرو هستند. همانطور که می بینید، برای غلبه بر همه آنها کار زیادی لازم است. اگر صاحب یک کسب و کار کوچک هستید، پیشنهاد من به شما این است که فردی را پیدا کنید که به آن اعتماد دارید، بازاریابی دیجیتالی را بلد باشد یا ظرفیت یادگیری آن را داشته باشد و برای غلبه بر چالش های بازاریابی دیجیتال کسب و کارتان با او همکاری کنید. اگر وقت دارید و می خواهید علاوه بر کسب و کارتان، Godspeed را نیز یاد بگیرید.

بازاریابی دیجیتال به همان اندازه که یک چالش است جالب است و من هر کسی را که تصمیم می گیرد تلاش کند و بفهمد چگونه کار می کند، چرا باید اهمیت دهد و چگونه تغییر می کند، تحسین می کنم. اگر در چرخ خانه شما نباشد، مشکلی هم ندارد. نکته مهم این است که بدانید آیا خودتان می توانید یا نمی توانید آن را انجام دهید و اگر نمی توانید، کمک بخواهید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 × 2 =

شروع گفتگو
نیاز به کمک دارید؟
سلام
چطور می تونم کمکتون کنم؟